خلوتی با جامی
بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خارکش پیری با دلق درشتپشته خار همی برد به پشت
۲
لنگ لنگان قدمی برمی داشتهر قدم دانه شکری می کاشت
۳
کای فرازنده این چرخ بلندوی نوازنده دلهای نژند
۴
کنم از جیب نظر تا دامنچه عزیزی که نکردی با من
صفحهٔ ۱ از ۴