خلوتی با جامی
بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودن
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کمر بسته به صد حرص چو موروای تو گر بری این حرص به گور
۲
خرمن هستی تو شد جو جوبهر دانه تو چنین در تک و دو
۳
چون شود هیچ ندانم حالتدور گردون چو کند پامالت
۴
در کمین خانه دوران دو رنگزخم زد بر دل تو کبر پلنگ
صفحهٔ ۱ از ۷