شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۰۱ - حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آسمان نزول کرده

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راهبی را در دل زد غم دینشد درین دیر دو در گوشه نشین
۲
در صحبت به رخ خلق ببستفارغ از خلق به خلوت بنشست
۳
دیو هر چند چپ و راست شتافتهیچ بر رهزنی اش دست نیافت
۴
روزی از خاک درش سر بر زدسر انگشت ادب بر در زد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth