خلوتی با جامی
بخش ۱۰۷ - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودند
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عارفی طوف کنان رفت به باغدید در باغ حمامی با زاغ
۲
با هم از حکم دو جنسی رستهچون دو همنجس به هم پیوسته
۳
عارف آن حال عجب را چون دیدبه تعجب سر انگشت گزید
۴
که دو ناجنس به هم چون گستاخمیوه چین آمده اند از یک شاخ
صفحهٔ ۱ از ۳