شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایاب

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عدل نوشیروان چو یافت کمالملکش از ماشطه عدل جمال
۲
خواست تفتیش غم و شادی ملکبه خبرگیری از آبادی ملک
۳
خویش را شهره به بیماری ساختوانگه آواز به هر شهر انداخت
۴
کاورندش سوی داروخانهکهنه خشتی ز یکی ویرانه
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth