شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۳۱ - ملاقات کردن مجنون با شبان لیلی و خبر یافتن که مردان قبیله لیلی به غارت بیرون رفته اند و پیش لیلی رفتن وی

لیلی و مجنون

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خورشید به وقت بامدادانچون داد مراد نامرادان
۲
یعنی که به آفتابه زر ریختوز حقه پر گهر گهر ریخت
۳
مجنون به هزار نامرادیمی گشت به گرد کوه و وادی
۴
لیلی می گفت و راه می رفتهمراه سرشک و آه می رفت
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth