شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۰ - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستاده

خردنامه اسکندری

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی کعبه رو گم شد از قافلهنه همراه او زاد نی راحله
۲
پی طعمه هر چند همت گماشتنیامد به چشمش گه شام و چاشت
۳
ز زنگار گون گرد خوان سپهربه جز گرده ماه یا قرص مهر
۴
ندید از نم چشمه سار سراببه جز کاسه چشم حسرت پر آب
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth