خلوتی با جامی
بخش ۵۲ - حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان
خردنامه اسکندری
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی مرزبان بود در مرز مروزنی داشت عارض چو گل قد چو سرو
۲
ز خیل غلامان سیاهیش بودکه پنهان به آن زن نگاهیش بود
۳
بسی در میان شور و غوغا گذشتکه با وی یکی گردد اما نگشت
۴
به کین شد بدل مهر مدبر غلامکمر بست در معرض انتقام
صفحهٔ ۱ از ۱۱