خلوتی با جامی
بخش ۷۷ - حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخی
خردنامه اسکندری
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سراسیمه ای خانه در بلخ داشتکه بر مردگان گریه تلخ داشت
۲
در آن شهر بی گریه کم زیستیبه خون بهر هر مرده بگریستی
۳
به هر حلقه غم که پرداختیاز اشک چو لعلش نگین ساختی
۴
نصیحتگری گفت با او نهفتکه ای هر کس از حال تو در شگفت
صفحهٔ ۱ از ۵