خلوتی با عمان سامانی
بخش ۶
گنجینة الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بیان اینکه چون طالب، تعینات را در قمار طلب بباخت و هستی خود را در هستی مطلوب نیست ساخت و در فنای او باقی شد، لاجرم هم میخواره و هم ساقی شد و اگر هم باده و جامش خوانند رواست.
۲
دیگر از ساقی نشان باقی نبودز آنکه آن میخواره جز ساقی نبود
۳
خود بمعنی باده بود و جام بودگر بصورت رند درد آشام بود
۴
شد تهی بزم از منی و از توییاتحاد آمد، به یک سو شد دویی
صفحهٔ ۱ از ۱