خلوتی با عمان سامانی
بخش ۲۸
گنجینة الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بیان جواب دادن آن ولی اکبر با توجهات و تفقدات مر نوردیدهی خود، علی اکبر را برمصداق اینکه، بهرچه از دوست و امانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان» بر مذاق اهل عرفان گوید:
۲
در جواب ار تنک شکر قند ریختشکر از لب های شکر خند ریخت
۳
گفت: کای فرزند مقبل آمدیآفت جان، رهزن دل آمدی
۴
کردهیی از حق؛ تجلی ای پسرزین تجلی، فتنهها داری بسر
صفحهٔ ۱ از ۵