خلوتی با میبدی
بخش ۱۳۴ - ۴۱ - النوبة الثانیة
۲- سورة البقره
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قوله تعالی: لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ الآیة... ایلاء از روی لغت مصدر الی است یقال آلی یولی ایلاء، فهو مول آلی و ایتلی و تألّی همه یکسانست «و لا یأتل اولوا الفضل» ازینست، و ألیة نام سوگندست قال الشاعر.
۲
قلیل الألایا حافظ لیمینه و ان بدرت منه الالیة برّت.
۳
و از روی شرع ایلا آن باشد که مردی سوگند خورد بنامی از نامهای خداوند عز و جل که باهل خود نرسم و نزدیکی نکنم زیادت از چهار ماه چندانک تقدیر کند، اما اگر سوگند بچهار ماه خورد یا کم از چهار ماه مولی نباشد، و اگر سوگند نه بنام خدا خورد که بطلاق و عتاق خورد بروزه و بنماز و صدقه که بر خود واجب کند بقول جدید شافعی رض مولی باشد. پس چون ایلا درست شد چهار ماه مدت تربص وی باشد که درین مدت از جهت شرع مطالبتی بر وی متوجه نشود. اما اگر در میانه این مدت پیش از آنک چهار ماه بر آید باز آید و با اهل خویش کند، بر وی جز از کفارت سوگند نیست و این فیئه هر چند که نه در محل خویش است اما چون کسی بود که بروی دینی موجّل باشد و پیش از اجل آن دین باز دهد روا بود. و اگر این فیئه نکند تا مدت چهار ماه بسر آید و آن گه بی عذری هم نزدیکی نکند، زنان را رسد که مطالبت وی کند که باز آی یا طلاق ده. اختلافست علما را که باز آمدن بسخن است یا بوطی. قومی گفتند. بسخن است گوید با پس آمدم. و درستتر آنست که وطی است. پس اگر باز نیاید زن را رسد که از قاضی در خواهد تا وی را طلاق دهد. و چون باز آمد بعد از مطالبت و نزدیکی کرد، اگر سوگند که خورده بود بنام خدای بود عز و جل کفارت سوگند بروی لازم آید، بدلیل خبر که گفت «من حلف علی یمین فرأی غیرها خیر منها فلیأت الذی هو خیر و لیکفّر عن یمینه»
۴
و بقول قدیم شافعی کفارت لازم نیاید، لقوله تعالی فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ علّق المغفرة بالفیئة فدل علی انه قد استغنی عن الکفارة. و اگر سوگند بطلاق یا عتاق بود به نفس وطی طلاق در افتد، و عتق حاصل شود. و اگر بر طریق نذر سوگند یاد کرده بود چنانک گوید ان وطأتک فللّه علی ان اعتق رقبة او اصوم کذا او اصلی کذا او اتصدق بکذا. اینجا مخیر است اگر خواهد بوفاء نذر بازآید و اگر خواهد کفارت سوگند کند.
صفحهٔ ۱ از ۵