خلوتی با میبدی
۹ - النوبة الثانیة
۴- سورة النساء- مدنیة
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قوله تعالی: فَکَیْفَ إِذا جِئْنا الآیة این کلمه تعظیم است، بلفظ تعجّب میگوید، و در ضمن آن توبیخ منافقان و جهودان است که صفت ایشان از پیش رفت.
۲
میگوید: چون بود حال آن جهودان و منافقان در آن روز رستاخیز؟ و روا بود که این کلمه تعجّب تعظیم روز رستاخیز را بود، یعنی که چون بزرگوار و چه عظیم روزیست آن روز رستاخیز! که از هر امّتی در هر دوری که بودند پیغامبر ایشان بیاریم، تا بر امّت خویش گواهی دهند، نیکان را بر نیکی و بدان را بر بدی، و گواهی دهند قومی را که رسالت پذیرفتند، و استقبال فرمان حق کردند، و گواهی دهند بر قومی که رسالت نپذیرفتند، و از حق سر کشیدند.
۳
آن گه گفت: وَ جِئْنا بِکَ و ترا نیز بیاریم ای محمد، عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً تا برین کافران مکه و منافقان مدینه گواهی دهی، که چه کردند از نابکار؟ و چه گفتند از ناسزا؟ عبد اللَّه مسعود گفت: رسول خدا (ص) مرا فرمود که: از قرآن چیزی بر خوان، سورة النساء بر خواندم، تا اینجا رسیدم که فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ، گریستن برسول (ص) درافتاد، آن گه گفت: بس که خواندی.
۴
یَوْمَئِذٍ یعنی: فی ذلک الیوم، یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا یعنی کفّار امّة محمد (ص)، وَ عَصَوُا الرَّسُولَ و هو نبیّنا محمد (ص) لَوْ تُسَوَّی بفتح تا و تشدید سین، بی امالت، مدنی و شامی خوانند، علی بناء الفعل للفاعل، و این از باب تفعّل است مطاوع سوّی، یقال: سوّیته فتسّوّی، و اصل، تتسوّی است مضارع تسوّی. تاء دوم در سین مدغم کردند تسوّی شد. حمزه و کسایی تسوّی خوانند بفتح تا و تخفیف سین بامالت، و اصل هم تتسوّی است، تاء دوم که ایشان مدغم کردند اینان حذف کردند، و امالت این فعل نیکوست، که الفش در تثنیه یاء میگردد و درین هر دو قراءت فعل مسند است با زمین و این بر سبیل اتّساع و مجاز است، و معناه: لو تسوّوا بالأرض فیصیرون مثلها ترابا، کما قال تعالی: یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً.
صفحهٔ ۱ از ۱۴