شعر را زندگی کن
خلوتی با میبدی

۷ - النوبة الاولى

۱۲- سورة یوسف- مکیة

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قوله تعالی: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِی» من خویشتن را بی گناه ندارم و ندانم، «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» که تن آدمی نهمار بدفرمایست و بدآموز، «إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی» مگر آنچ خداوند من ببخشاید و نگاه دارد، «إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (۵۳)» خداوند من عیب پوشست و آمرزگار، بخشاینده و مهربان.
۲
«وَ قالَ الْمَلِکُ» ملک گفت: «ائْتُونِی بِهِ» بمن آرید او را، «أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی» تا او را خاصه نفس خویش گیرم، «فَلَمَّا کَلَّمَهُ» چون سخن گفت او با وی، «قالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنا» گفت تو امروز نزدیک ما، «مَکِینٌ أَمِینٌ (۵۴)» پایگاه داری استواری و پسندیده‌
۳
«قالَ اجْعَلْنِی عَلی‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ» یوسف گفت مرا بر خزانهای این زمین گمار، «إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ (۵۵)» که من آن را نگاه دارنده‌ای داناام.
۴
«وَ کَذلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ» و هم چنان جای ساختیم و پایگاه دادیم یوسف را و توان در آن زمین، «یَتَبَوَّأُ مِنْها حَیْثُ یَشاءُ» تا جای می‌گیرد هر جای که خواهد، «نُصِیبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ» رسانیم بخشایش خویش باو که خواهیم، «وَ لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ (۵۶)» و ما ضایع نکنیم مزد نیکوکاران‌
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth