شعر را زندگی کن
خلوتی با میبدی

۵ - النوبة الاولى

۲۱- سورة الانبیاء- مکیة

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قوله تعالی: «وَ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ» و یاد کن داود و سلیمان را، «إِذْ یَحْکُمانِ فِی الْحَرْثِ» که داوری می‌بریدند در آن کشتزار، «إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ» که چرا کرد در آن بشب. «غَنَمُ الْقَوْمِ» گله گوسفند قومی دیگر، «وَ کُنَّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدِینَ» (۷۸) و ما داوری بریدن ایشان را آنجا بودیم بآگاهی و دانش.
۲
«فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ» دریافت داوری سلیمان را دادیم، «وَ کُلًّا آتَیْنا حُکْماً وَ عِلْماً» و هر دو را حکمت و علم دادیم، «وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ» و نرم کردیم و فرمان بردار کوه‌ها را با داود، «یُسَبِّحْنَ وَ الطَّیْرَ» تا کوه و مرغ می‌ستودند با داود که مرا میشود، «وَ کُنَّا فاعِلِینَ» (۷۹) و کردیم از نیکوکاری آنچه کردیم و توانایان بودیم بر کرد آنچه کردیم.
۳
«وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ» و در آموختیم داود را زره کردن از بهر شما، «لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ» تا نگه داریم شما را بآن از گزند سخت شما، «فَهَلْ أَنْتُمْ شاکِرُونَ» (۸۰) مرا سپاس دار هستید؟
۴
«وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ عاصِفَةً» و نرم کردیم و فرمانبردار سلیمان را باد عاصفه، «تَجْرِی بِأَمْرِهِ» می‌رفت و می‌برد بفرمان او، «إِلی‌ الْأَرْضِ الَّتِی بارَکْنا فِیها» بزمین مقدسه‌ای که ما برکت کردیم در آن، «وَ کُنَّا بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عالِمِینَ» (۸۱) و ما بهمه چیز دانائیم همیشه.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth