خلوتی با میبدی
۱ - النوبة الثالثة
۴۳- سورة الزخرف- مکیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ نام خداوندی نکونام بهر نام، ستوده بهر هنگام، اینت خوش نظام و شیرین کلام و عزیز نام، دل را انس است و جان را پیغام. از دوست یادگار و بر جان عاشقان سلام. آزاد آن نفس، که بیاد او یازان، و آباد آن دل، که بمهر او نازان، و شاد آن کس که در غم عشق او نالان.
۲
آسایش صد هزار جان یک دم توستشادان بود آن دل که در آن دل، غم توست
۳
دانی صنما که روشنایی دو چشمدر دیدن زلف سیه پر خم توست
۴
پیر طریقت گفت: الهی گر در عمل، تقصیر است، آخر ایندل پر درد کجاست و گر در خدمت، فترت است آخر این مهر دل بجاست، ور فعل ما تباه است، فضل تو آشکار است، ور آب و خاک، برشد بل تا برسد، نور ازلی بجاست:
صفحهٔ ۱ از ۳