شعر را زندگی کن
خلوتی با میبدی

۱ - النوبة الثالثة

۵۶- سورة الواقعه‏

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ای نامی که بهر جایی قدم زنی و بهر کویی قدم نهی و رنگ کس نگیری و همه را برنگ خود برآری.
۲
بر ملکوت گذر کردی ملک و ملائکه زیر و زبر کردی. بدیوان دیوان رسیدی لشکر تلبیس ابلیس را هزیمت کردی. بمیدان سلطان درآمدی، سر سروران و گردن کشان را بچنبر طاعت آوردی. ببازار راغبان دنیا برآمدی، ساکنان دکان رغبت را برانگیختی. هنگامها مخلوقات را تاراج کردی. بجمع عاشقان رسیدی نعره عاشقان بعیوق رسانیدی. از کنشت و کلیسا، مسجد و صومعه ساختی. ببت کده آمدی بت را با بت‌گر بسجود آوردی. در عقبه عاقبت بی‌حرمتان را لا بُشْری‌ و حرمت داران را لا تَخَفْ شنوانیدی.
۳
تو آنی که در حجره تنگ و تاریک لحد چراغ معرفت و توحید دوستان را افروزی. در قیامت زبانه آتش و زبانیه دوزخ را از گوینده خود باز داری. بنور خود نائره نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ بنشانی، اینست که دوزخ بنده مؤمن را گوید: جز یا مؤمن فقد اطفأ نورک لهبی: قوله: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ معناه اذکر یا محمد إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ.
۴
یاد کن ای محمد آن روز که افتادنی بیفتد. قیامت را واقعه فرمود از زودی که بیفتد چون فرا دید آید. نه بینی که هر چه بیفتد زودتر از آن بزمین رسد که بنهند. همانست که جایی دیگر فرمود: وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth