خلوتی با رهی معیری
قطعهٔ ۲۷ - آتش
چند قطعه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیتو ای گل، در این شام تاریدامنم پرگل از اشک و خون است
۲
دیدگانم به شبزندهداریخیره بر مجمری لالهگون است
۳
من خموشم ز افسردهجانیشعله سرگرم آتشزبانی
۴
با من این آتش تند و سرکشداستانها سراید ز خویت
صفحهٔ ۱ از ۷