شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سعی کردم که شود یار ز اغیار جداآن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا
۲
از من امروز جدا می‌شود آن یار عزیزهمچو جانی که شود از تن بیمار جدا
۳
گر جدا مانم از او خون مرا خواهد ریختدل خون گشته جدا، دیده خونبار جدا
۴
زیر دیوار سرایش تن کاهیده منهمچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth