خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهادی بر دلم داغ فراق و سوختی جان رابداغ و درد دوری چند سوزی دردمندان را!
۲
منه زین بیشتر چون لاله داغی بر دل خونینکه از دست تو آخر چاک خواهم زد گریبان را
۳
شدم در جستجوی کعبه وصلت، ندانستمکه همچون من بود سر گشته بسیار این بیابان را
۴
اگر چشم خضر بر لعل جان بخش تو افتادیبعمر خود نکردی یاد هرگز آب حیوان را
صفحهٔ ۱ از ۲