خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی توان بجفا قطع دوستداری ماکه از جفای تو بیشست با تو یاری ما
۲
بسی چو ابر بهاران گریستیم و هنوزگلی نرست ز باغ امیدواری ما
۳
بچشم چون تو عزیزی شدیم خوار ولیز عزت دگران بهترست خواری ما
۴
غبار کوی تو ما را ز چهره دور مبادکه با تو می کند اظهار خاکساری ما
صفحهٔ ۱ از ۲