خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر نمی تابم ز شمشیر حبیبهر چه آید بر سر من، یا نصیب!
۲
دل بدرد آمد من بیچاره راچاره درد دلم کن، ای طبیب
۳
ای که گویی: چونی و حال تو چیست؟من غریب و حال من باشد غریب
۴
تا رقیبت هست ما را قدر نیستنیست گردد، یارب! از پیشت رقیب
صفحهٔ ۱ از ۲