خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما عاشقیم و بی سر و سامان و می پرستقانع بهر چه باشد و فارغ ز هر چه هست
۲
ای رند جرعه نوش، تو و محنت خمارما و نشاط مستی عشق از می الست
۳
دی آن سوار شوخ کمر بست و جلوه کرددر صورتی که هر که بدیدش کمر ببست
۴
هر کس که دل بدست بتی داد همچو منسنگی گرفت و شیشه ناموس را شکست
صفحهٔ ۱ از ۲