خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلهای مردمان به نشاط جهان خوش استدر دل مرا غمیست، که خاطر به آن خوش است
۲
چون نیست خوشدل از تن زارم سگ درشسگ بهتر از کسی، که به این استخوان خوش است
۳
خوش نیست چشم مردم بیگانه جای یارچون یار من پریست ز مردم نهان خوش است
۴
از درد ناله کردم و درمان من نکردگویا دلش به درد من ناتوان خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲