شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیستشب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالیست!
۲
هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمیما غریبیم و تو بی رحم، غریب احوالیست!
۳
گر فتد مردم چشمم برخت، روی مپوشتو همان گیر که: بر روی تو این هم خالیست
۴
بر لب چشمه نوشین تو آن سبزه خطشکرستان ترا طوطی فارغ بالیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth