شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی تو آمد بسرم سنگ ملامتمشکل که ازین کوی برم جان بسلامت
۲
نتوان گله از جور و جفایی که تو کردیجور تو کرم بود و جفای تو کرامت
۳
امروز درین شهر مرا حال غریبستنی رای سفر کردن و نی روی اقامت
۴
شد سیل سرشکم سبب طعنه مردمتوفان بلا دارم و دریای ملامت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth