شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند؟چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند
۲
هر که خواهد که دمی جام کشد، همچو حبابخیمه عشق چرا بر سر آبی نزند؟
۳
شهر ویران کنم از اشک خود، ای گنج مرادتا دم از عشق تو هر خانه خرابی نزند
۴
با همه مشک فشانی نتواند سنبلکه خم زلف ترا بیند و تابی نزند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth