خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دودی، که دوش بر سر کویت بلند بودغافل مشو، که آه من دردمند بود
۲
از ما شمار خیل شهیدان خود مپرسآن خیل بی شمار که داند که چند بود؟
۳
بستم بطره تو دل و رستم از غمتآری، علاج عاشق بیچاره بند بود
۴
یک ذره مانده بود ز من در شب فراقآن ذره هم بر آتش هجران سپند بود
صفحهٔ ۱ از ۲