خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازترلعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر
۲
از بهر آنکه با تو شبی آورم بروزخواهم شبی ز روز قیامت درازتر
۳
جان از تب فراق تو در یک نفس گداختهرگز تبی نبود ازین جانگدازتر
۴
من در رهت نهاده بیاری سر نیازتو هر زمان زیاری من بی نیازتر
صفحهٔ ۱ از ۲