شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟که بی تو روز و شب ما برابرست امروز
۲
اگر بقصد دلم سوی تیغ دست بریبپای خویشتن آید، چو مرغ دست آموز
۳
دلم بذوق شکر خنده تو پر خون شدکجاست غمزه خونریز و ناوک دلدوز؟
۴
بدفع لشکر غم، صد سپه برانگیزمولی چه سود؟ که بختم نمی شود پیروز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth