شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابمتو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم
۲
مرا عقوبت هجر تو بهتر از همه شادیستتو راحت دگران شو، که من برای عذابم
۳
بدیگران منشین و بجان من مزن آتشمرا مسوز، که من خود بر آتش تو کبابم
۴
اگر برای هلاک منست ناز و عتابتبیا و قتل کن ایدون، که مستحق عتابم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth