خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟گرفتد دوری، معاذالله! صبوری چون کنم؟
۲
از تو دوری بی ضرورت نیست ممکن، آه! اگرقصه ای پیش آید و افتد ضروری چون کنم؟
۳
محنت هجران کشم، یا تلخی هجران چشم؟یک تن بیمار و چندین بی حضوری چون کنم؟
۴
دور ازو جانم بلب، روزم بشب نزدیک شدالله الله! چون کنم از دست دوری؟ چون کنم؟
صفحهٔ ۱ از ۲