شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از پی آن دلبر شیرین شمایل می‌رومدل پی او رفت و من هم از پی دل می‌روم
۲
می‌روم نزدیک آن قصاب و گو: خونم بریزمن هلاک قتل خویشم، سوی قاتل می‌روم
۳
گر زند تیغ، از سر کویش نخواهم رفت، لیکچند گامی همچو مرغ نیم بسمل می‌روم
۴
چون به کوی او روم ترسم رقیبان پی برندزانکه من در گریه خود پای در گل می‌روم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth