شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن همز پند دوست فارغ گشتم و از طعن دشمن هم
۲
دلا، صبری کن و زین سان مرو هر دم بکوی اوکزین بی طاقتی آخر تو رسوا می شوی، من هم
۳
ازین غیرت که: ناگه سایه او بر زمین افتدنمی خواهم که شب مهتاب باشد، روز روشن هم
۴
شدم دیوانه و طفلان کشندم دامن از هر سوگریبانم ز دست عاشقی چاکست و دامن هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth