شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم، چون غنچه، در خوناب زان گل برگ تر پنهاندلم صد پاره و هر پاره در خون جگر پنهان
۲
تماشای رخش، در دیده خوابی بود، پنداریکه من تا چشم وا کردم شد از پیش نظر پنهان
۳
طبیبا، داغهای سینه را صد بار مرهم نهکه دارم در ته هر داغ صد داغ دگر پنهان
۴
خط سبزی که خواهد رست از آن لب چیست میدانی؟برای کشتن من زهر دارد در شکر پنهان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth