شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاهجلوه‌ای کردی و آن جلوه مرا برد ز راه
۲
گر به سرحلقهٔ تسبیح ملک باز رسیقدسیان نعره برآرند که: سبحان الله!
۳
گر به منزلگهِ وصلت نرسم معذورمره دراز است و مرا عمر به‌غایت کوتاه
۴
گریه‌ای کردم و از گریه دلم تسکین یافتآه! اگر گریه نمی‌بود، چه می‌کردم؟ آه!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth