شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که به خون مردمان چشم سیاه کرده‌ایکشته شدست عالمی، تا تو نگاه کرده‌ای
۲
دست به رخ نهاده‌ای، بهر حجاب از حیاپنجه آفتاب را برقع ماه کرده‌ای
۳
پادشهی و ملک دل هست خراب ظلم توزان که بلا و فتنه را خیل و سپاه کرده‌ای
۴
آخر عمر بر رخم داغ جفا کشیده‌ایپیر سفیدموی را نامه‌سیاه کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth