خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من بیگانه شد، بیگانه با اغیار بایستیچرا با دیگران یارست؟ با من یار بایستی
۲
در آن کو رفتم و از دیدنش محروم برگشتمبهشتی آن چنان را دولت دیدار بایستی
۳
چه نازست این؟ که هرگز در نیاز ما نمی بینیز خواب ناز چشمت اندکی بیدار بایستی
۴
بجرم آنکه در دور جمالت روی گل دیدمبجای هر مژه در چشم من صد خار بایستی
صفحهٔ ۱ از ۲