خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من، ای شوخ، ستمها کردیبارک الله! که: کرمها کردی
۲
کاشکی! حال من از من پرسیتا بگویم: چه ستمها کردی
۳
من به راهت قدم از سر کردمتو سرم خاک قدمها کردی
۴
ساقیا، وقت تو خوش باد مدام!که به می چاره غمها کردی
صفحهٔ ۱ از ۲