خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی بکنج صبر جگر خون کند کسی؟امکان صبر نیست، دگر چون کند کسی؟
۲
جان را اگر بمهر تو از دل برون کنداز جان چگونه مهر تو بیرون کند کسی؟
۳
یارب، چه حالتست که روزی هزار بارهر لحظه آرزوی تو افزون کند کسی؟
۴
خون می کنی، یکی بترحم نگاه کنتا بهر یک نگاه تو صد خون کند کسی
صفحهٔ ۱ از ۲