شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

شمارهٔ ۲۲

اشعار منتسب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر زلف پریشانت در دست صبا افتدهر جا که دلی باشد در دام بلا افتد
۲
ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیمتا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد
۳
هر کس به تمنائی فال از رخ او گیردبر تخته فیروزی تا قرعه کرا افتد
۴
گر زلف سیاهت را من مشک ختا گفتمدر تاب مشو جانا در گفته خطا افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth