خلوتی با عنصری
شمارهٔ ۴ - در مدح یمین الدوله محمود غزنوی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم متاب زلف و مرا ای پسر متابگفتا که بهر تاب تو دارم چنین بتاب
۲
گفتم نهی برین دلم آن تابدار زلفگفتا که مشک ناب ندارد قرار و تاب
۳
گفتم که تاب دارد بس با رخ تو زلفگفتا که دود دارد با تفّ خویش تاب
۴
گفتم چو مشک گشت دو زلفت برنگ و بوی گفتا که رنگ و بوی ازو برده مشک ناب
صفحهٔ ۱ از ۵