شعر را زندگی کن
خلوتی با عنصری

شمارهٔ ۱۰ - در مدح سلطان محمود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا همی جولان زلفش گرد لالستان بودعشق زلفش را بگرد هر دلی جولان بود
۲
تا همی نا تافته تاب اوفتد در زلف اوتافته بودن دل عشاق را پیمان بود
۳
مر مرا پیدا نیامد تا ندیدم زلف اوکز شبه زنجیر باشد یا ز شب چوگان بود
۴
عارضش داند مگر کز چشم بد آید ستهاز نهیب چشم بد دائم در او پنهان بود
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth