خلوتی با عنصری
شمارهٔ ۳۱ - در مدح امیر نصر بن ناصر الدین سبکتگین گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گه آن آراسته زلفش زره گردد گهی چنبرگه آن پیراسته جعدش ببارد مشگ و گه عنبر
۲
رخی چون نو شکفته گل ، همه گلبن برنگ ملهمه شمشاد پر سنبل ، همه بیجاده پر شکر
۳
برو از نیکوئی معنی ، بغمز از جادوئی دعویبچهره حجت مانی ، بخوبی حاجت آزر
۴
شکفته لاله رخساره ، حجاب لاله جرّارهبر از عاج و دل از خاره ، تن از شیرو لب از شکر
صفحهٔ ۱ از ۱۰