خلوتی با عنصری
شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یاردر دست مشک دارم و در دیده لاله زار
۲
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگبا لاله کار دارم از آن روی لاله کار
۳
ماندست چون دل من در زلف او اسیررخسار آبدارش در زلف تابدار
۴
گه بنددش بحلقه و گه داردش اسیرتا همچنانکه اوست سیه گشت و بیقرار
صفحهٔ ۱ از ۴