شعر را زندگی کن
خلوتی با عنصری

شمارهٔ ۵۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستانگفتا ز نیست، نیست نشان اندرین جهان
۲
گفتم که ساعتی ببر من فرونشینگفتا که باد سرد زمانی فرو نشان
۳
گفتم که باد سرد زیان داردت همیگفتا ز باد سرد رسد لاله را زیان
۴
گفتم که گلستانت همه ساله پرگلستگفتا که گل غریب نباشد بگلستان
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth