شعر را زندگی کن
خلوتی با عنصری

شمارهٔ ۶۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو آفرید بتا روی تو ز دوده خدایمجوی فتنه و روی ز دوده را مزدای
۲
بعارض تو آن گرد مشک سوده بسستبچشم سرمه مکن ، خلق را بلا منمای
۳
بلای تافته جعدت بسست بر دل خلقمتاب زلف و دگر بر بلا بلا مفزای
۴
ببستن کمر و لب گشادن از خندههمی میان و دهان ترا نبیند رای
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth