خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۱۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید شاداب درختیست که تا سال دگراز گل و میوۀ او بوی همی یابی و بر
۲
بوی آن گل بترازد چو خرد کار دماغبر آن میوه بتازد چو خرد سوی جگر
۳
زین گل و میوه همان به که یکی گیرد بارزین گل و میوه چه گویی که چه باشد خوشتر؟
۴
عید را دستخوش خویش گرفتیم و ازومیوه و گل بجزین گونه نخواهیم دگر
صفحهٔ ۱ از ۵