شعر را زندگی کن
خلوتی با ازرقی هروی

شمارهٔ ۲۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی در آمد ز در آن لعبت زیبا رخسارنه چنان مست به غایت، نه به غایت هشیار
۲
طربی در دل آن ماه نو آیین ز نبیذاثری در سر آن لعبت زیبا رخسار
۳
از خم زلفش برگ سمنش غالیه پوشسر زلفینش بر برگ سمن غالیه بار
۴
رنگ نو دیدم بر عارض رنگینش دویستبوی نو یافتم از زلفک مشکینش هزار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth