شعر را زندگی کن
خلوتی با ازرقی هروی

شمارهٔ ۲۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میرود سنجابگون بر چرخ از دریا بخارمی کند پر حواصل بر سر عالم نثار
۲
مرکز خاک آهنین شد پاک و مستولی شدست بر زر گردون سرب سیما سحاب سیم بار
۳
گر بود از سیم پشت هر کسی گرم ، از چه روعالمی لرزان شدند از بیم او سیماب وار ؟
۴
چرخ چرخه ، ابر پنبه ، رشتۀ باران کناغدوک ریسی طرفه پیش آورد زال روزگار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth